X سایت تفریحی و عاشقانه | بستن تبلیغات
تبلیغات
جوک بی تربیتی در سال 1394

یـــــک عــــــشـــــق

محل تبلیغ شما هفت اسمان چت
طراح جوان صفا سیتی 

جوک بی تربیتی در سال 1394

ا

یک عشق:جوک بی تربیتی در سال 1394

 چوک خنده دار

 

 

یارو میره دکتر. می گه: آقای دکتر یه مدته وقتی می گوزم، نه صدا داره نه بو. مشکل چیه؟ دکتر می گه: بگوز ببینم. یارو می گوزه. دکتره میگه: یه قطره واسه گوش هات نوشتم. یه قرصم واسه بینیت...برو گمشو بیرون پدر سگ، در هم پشت سرت باز بذار!

 


غضنفر کنار دوستش خوابیده بوده که یهو می گوزه. برای اینکه ببینه دوستش خوابه یا بیداره شروع می کنه حرف زدن. می گه: خلیل راستی شما چند تا برادر هستین؟ یارو جواب می ده: اگه گوز امشبت منو نکشه، پنج نفریم.


کاظم میره خواستگاری، خوب که میشینن و حرف می زنن و همه ی قرار مدارا رو میذارن، کاظم می گوزه! همه فامیل بهش چپ چپ نگاه می کنن. دختره ی بیچاره هم سرخ میشه. کاظم میبینه خیلی زشت شد، رو می کنه به آسمون، می گه خدایا، منو مثه اصحاب کهف خواب کن بعد از دویست، سیصد سال، بیدارم کن که کسی منو و این گندمو یادش نمونه.آقا کاظم میخوابه و بعد از دویست سیصد سال بیدار میشه...میره توی خیابون می بینه بله واقعا معجزه شده و همه چی عوض شده...شروع می کنه به راه رفتن توی شهر. بعد از یه مدت حس می کنه گرسنه است. می بینه یه نفر داره رد میشه. ازش می پرسه آقا ببخشید نونوایی کجاست؟ یارو می گه: شما این خیابونو تا آخر برو، میرسی به یه میدون. برو سمت راست. میرسی به چارراه کاظم گوزو! سر چارراه یه نونواییه.

 

کاظم که گشنش بوده، به روی خودش نمیاره. میره میره تا میرسه به نونوایی. یه سکه میده می گه: آقا یه نون لطفا. نونوا سکه رو می گیره نگاه می کنه میگه: این سکه خیلی قدیمیه! مال زمان کاظم گوزوس! دست تو چیکار می کنه؟ هرچی کاظم می گه: مال خودمه، نونوا می گه غلط کردی. دروغ می گی. دزدیدیش! زنگ میزنه پلیس!

 

 

آقا پلیس میاد و کاظمو به جرم غارت اموال ملی میندازن زندان! شب کاظم میخواسته بخوابه، تا دراز می کشه، زارت! می گوزه. همه مسخرش می کنن. می گن یه شبه اومدی زندان، اینجارو با توالت عمومی اشتباه گرفتی! کاظم دیگه کلافه میشه. رو می کنه به آسمون می گه: خدایا، منو بکش.راحتم کن. آقا زلزله می شه کل زندان رو سر همه خراب میشه. کاظمم میمیره. روحش میره هوا. خوب که میره بالاتر، یه نگاه می اندازه می بینه زندانو دارن بازسازی می کنن، روی تابلوی سر درش هم نوشتن: زندان کاظم گوزو!!!






به غضنفر میگن برو خبر مرگ پدر همسایه رو به پسرش بده.میره خونه همسایه در میزنه، یه پسر بچه درو باز میکنه. غضنفر میپرسه: بابات خونست؟ پسره میگه:نه،شب میاد. میگه بشین تا بیاد!

غضنفر مریض میشه میره پیش دکتر. دکتر می گه:این شیاف هارو واست تجویز کردم . غضنفر میگه: خب چیکارشون کنم؟ دکتره می گه: خب بکن تو کونت! غضنفر می گه: ببین دکتر خودت سر شوخیو وا کردی.حالا که اینجوره منم ریدم تو دهن پدرت!


غضنفر میره دبی. گشنش میشه. عربی هم بلد نبوده حرف بزنه. می بینه چاره ای نیست. بد جوری ضعفش زده. میره تو یه رستوران میشینه. گارسون رو صدا میزنه. به گارسون می گه: البرنج! میبینه گارسون واسش واقعا برنج آورد. خوش حال میشه. دوباره گارسون رو صدا می زنه. می گه: الکباب! گارسون واسش میاره. دو دقیقه بعد داد می زنه: النوشابه! واسش نوشابه میارن...خوب که می خوره، به گارسون اشاره می کنه که: صورت حسابو بیار. وقتی گارسون صورت حسابو میاره، غضنفر زمزمه می کنه: خدارو شکر من یکم عربی بلد بودم اگه نه که از گشنگی می مردم! گارسونه دیگه جوش میاره می گه: خب برادر من اگه من زبونتو نمی فهمیدم که الگوز هم واست نمی آوردن!

پدر بزرگم می گه: احترام به پدر وقتی از بین رفت، که توالت ها از کنج حیات اومدن وسط خونه. پسری که صدای گوز پدرشو بشنوه دیگه از پدرش حرف شنوی نداره!

تابلوی مغازه یارو: سوپر مارکت برادران عسکری، به جز یحیی تخم سگ!


یه نفر میخواسته از ایتالیا به رفیقش توی ایران زنگ بزنه ,اشتباهی زنگ میزنه خونه غضنفر .ساعتم 5:30 صبح بوده ... غضنفر با عصبانیت گوشی رو برمیداره ایتالیاییه میگه :انتونی؟ لره فریاد میکشه :اَن تونی که 5 صبح زنگ میزنی خونه مردم!

از پسره میپرسن : تو خونتون چی کم دارین؟ میگه فکر کنم هیچی! چون دیروز که بابام جلوی ما گوزید ، مادرم گفت: فقط همینو کم داشتیم!

روزگار، روزگار بدی شده. اگه پول داشته باشی و بگوزی، همه می گن: چی فرمودین؟ ولی اگه پول نداشته باشی و حرف حسابم بزنی، همه می گن: تو دوباره گوزیدی؟!


غضنفر میگوزه .بچه هاش میزنن زیر خنده. اشک تو چشماش جمع میشه و میگه: خدایا این شادیو از بچه هام نگیر


"عوووووددداااااااااااا" چیست؟ کلمه ای که وقتی شادروان بروسلی میگفت ، زورش 3 برابر می شد!


به غضنفر میگن : سبز لیمویی رو توصیف کن میگه : شما آبی آسمانی رو در نظر بگیر، بشاش توش.


به غضنفر میگن: بنفش چه رنگیه؟ میگه: آبی می دونی چه رنگیه؟ حالا قرمزش کن!


این یکیو یه نفر یه جایی (!) نوشته بود: مردم به آرزوشون جامه ی عمل می پوشونن، اما من حتی نتونستم یه شرت بخرم که آرزوم بپوشه!





غضنفر میخواسته بره خواستگاری...قبل از اینکه برن داخل خونه رو می کنه به خونوادش می گه: اونجا اگه بحثی چیزی پیش اومد هیشکی حق گه خوردن نداره الا آقام!

 
غضنفر میره خواستگاری بابای عروس بهش میگه اون گلی که زدی به یقت خارش اذیتت نمیکنه غضنفر میگه خارش که نه ولی گلدونش که تو شورتمه بیچارم کرده!
 
غضنفر و اصفهانیه و تهرانیه رو میخواستن اعدام كنند. به تهرانیه میگن: چه جور میخوای اعدامت كنیم؟ با گیوتین؟ یا تیربارانت کنیم؟ میگه: با گیوتین. میان اعدامش کنن، یه دفعه وسط راه گیوتین گیر میكنه و پایین نمیاد. می گن قسمت تو این بوده، خدا نمی خواسته تو کشته بشی، آزادش می کنن. از اصفهانیه می پرسن تورو چه طور اعدام کنیم ؟ می گه منم با گیوتین. این بار هم موقع اعدام گیوتین گیر میکنه، اصفهانیه هم بخشیده می شه. نوبت غضنفر می رسه. ازش می پرسن شما رو چه جوری اعدام کنیم ؟ می گه : والا گیوتین که خرابه، منو تیرباران کنید!
 
غضنفر داشته سوار اتوبوس میشده رانندهه بهش میگه دستت لایه در نره! غضنفر هم میگه سرت لایه در نره!!!
 
غضنفر مجری مسابقه بیست سوالی میشه، یارو ازش میپرسه، جانداره؟ میگه: نه. میپرسه: تو جیب جا میشه؟ غضنفر كلی فكر میكنه، بعد میگه:‌ تو جیب جا میشه اما اگه تو جیبت بریزی، جیبت ماستی میشه
 
یه روز یه غضنفر میره تهران و سوار یه تاکسی می شه ، به راننده می گه میدان امام حسین رو بلدی؟راننده می گه من خودم بچه امام حسینم ، غضنفر می گه : تو علی اصغری ماشاالله چقدر بزرگ شدی !!
 
با عرض معذرت از تمامی دوستان عزیز: یه آدم خسیس داشته تو خیابون میرفته كه یهو میبینه اوضاع دل و روده خرابه و به شدت نیاز به قضای حاجت داره! خلاصه یخورده اطراف چرخ میزنه تا آخر یك توالت عمومی پیدا میكنه. خوشحال و خندان میره تو كه یهو دم در یك مردك لندهور جلوشو میگیره، میگه: كجا عمو؟! اینجا توالتش ورودی داره، 200 تومن! خسیسه شاكی میشه، میگه: انصافتو شكر! یك ریدن دویست تومن؟! نمیخوام! خلاصه میاد بیرون، یكم دیگه چرخ میزنه میبینه نه اوضاع خیلی خرابه، برمیگرده، میگه: درك بیا اینم دویست تومن. یارو میگه: نـُچ! نرخا بالا رفته، ورودی جدید 500 تومنه! خسیسه تا فیهاخالدونش میسوزه، میگه: یعنی چی؟! مگه سر گردنست؟! آدم به خودش برینه به صرفه‌تره! خلاصه باز شاكی میاد بیرون، یكم راه میره، میبینه الانه كه وسط آدم و عالم برینه به خودش، زود بر میگرده، باحال زار یك پونصدی میده، میگه: بیا بابا اینم 500 تومن. باز صاب توالت یك ابرو میندازه بالا، میگه: تــُـچ! چون تو مضیقه‌ای ورودیت میشه هزار تومن! خسیسه كه دیگه عرق از بناگوشش سرازیر شده بوده، میگه: بابا سگ خور! بیا اینم هزار تومن، بزار برم برینم! خلاصه میره تو. مردك توالت‌چی(!) میبینه یك ربع گذشت، نیم ساعت گذشت، یك ساعت گذشت، آقا نیومد بیرون. میره در توالت رو باز میكنه، میبینه خسیسه با كمربند خودشو دار زده، یك یادداشت هم گذاشته كه: "كسی كه تو این گرونی فرق گوز و ان رو نمیفهمه فقط واسه مردن خوبه!
 
یه بار یه آدم خسیس داشته با خانوادش از جلوی رستوران رد میشده بوی خوب غذا رو احساس می كنن. به بچه هاش میگه : اگه بچه های خوبی باشین یه دفه دیگه هم از اینجا ردتون می كونم!




غضنفر میره توالت، بعد یك ربع با دهن خونی مالی میاد بیرون!!. رفیقش میپرسه: چی شده؟!! غضنفر میگه: گی بگیرن، مسواكش خیلی بزرگ بید!

 

یارو میره مسابقه بیست سوالی بده، بهش میگن جواب خیاره ولی زود نگو که نفهمن ما بهت تقلب رسوندیم...یارو هم میگه چشم، خیالتون تخت...می ره مسابقه بده، می پرسه:تو جیب جا میشه؟ میگن نه...میگه: اوه اوه...پس عجب خیار بزرگیه!

 

دو گدا در خیابانی نزدیک واتیکان کنار هم نشسته بودند. یکی صلیب گذاشته بود و دیگری الله... مردم زیادی که از آنجا رد می شدند، به هر دو نگاه می کردند و فقط در کلاه اونی که پشت صلیب نشسته بود پول می‌انداختند.

 

کشیشی از آنجا می گذشت، مدتی ایستاد و دید که مردم فقط به گدایی که صلیب دارد پول می دهند و هیچ کس به گدای پشت الله چیزی نمی دهد. رفت جلو و گفت: رفیق بیچاره من، متوجه نیستی؟ اینجا مرکز مذهب کاتولیک است. طبیعی‌ست مردم به تو که الله گذاشتی پول نمی دهند، به خصوص که درست نشستی کنار یه گدای دیگری که صلیب دارد. در واقع از روی لجبازی هم که باشد مردم به اون یکی پول میدهند نه تو.

گدای پشت الله بعد از شنیدن حرفهای کشیش رو کرد به گدای پشت صلیب و گفت: هی اسدالله! نگاه کن کی اومده به ما بازاریابی یاد بده!

 

غضنفر ماشین فاضلاب کشی میخره پشتش می نویسه : امید ما به قین شماست!!

 

غضنفر كفترشو گم میكنه ، تو روزنامه آگهی میده: بیوه بیو!

 

غضنفر میره شكار خرگوش، صدای هویج در میاره!

 

یارو ازون سیگاریای خفن بوده،‌ میفته زندون،‌ حبس ابد. روز اول بهش میگن: ‌ببین ما حال و حوصله نداریم ‌هر ساعت دقیقه خورده فرمایشات تورو انجام بدیم. همین الان میگی چی می خوای،‌ ما برات میاریم،‌ بعد در سلولتو می بندیم تا ده سال دیگه. یارو میگه:‌ســیــگــار! من فقط سیگار می خوام! می‌رن براش 500 باكس سیگار میارند، و در سلولش رو می بندند. بعد از 10 سال میان ببینند چیز دیگه ای می خواد یا نه، در سلولش رو كه باز می كنند می بینند نشسته یه گوشه ای، ‌دست و پاش داره می لرزه. یارو تا جماعت رو می بینه، بر می گرده میگه: ‌قربون، آتیش داری؟

 

یارو سبیل كلفته داشته تو یك جمعی تعریف میكرده كه آره ما با كاروان داشتیم میرفتیم، یه دفعه راهزنا ریختن همه ملت رو یا كشتن یا بهشون تجاوز كردن! بعد نگاه میكنه می بینه بقیه دارند چپ چپ نگاش می كنند، برمیگرده میگه: البته ما رو كشتن!


چندنفر داشتن میرفتن كوه، سرپرستشون (كه از قضا لكنت زبون هم داشته) از وسط راه شروع می‌كنه میگه: چ چ چ... . ملت اول یكم نگاش می‌كنن ببینن چی‌میخواد بگه،‌ بعد می‌بینن نمی‌تونه حرفش رو بزنه، بی‌خیال میشن و راه میافتن، این بابا هم همه مسیر همینجور هی ‌میگفته چ..چ..چ.. وقتی میرسن بالا میخواستن چادر بزنن سرپرسته بالاخره میگه: ‌چ..چ..چا..چا..چا..چادر یادم رفت! ملت میگن ای بابا رودتر می‌گفتی، حالا باید برگردیم پایین! تو راه برگشت سر پرسته هی میگفته: ش ش ش.. ولی ملت دیگه شاكی بودن و كسی توجه نمی‌كرده، وقتی می‌رسن پایین یارو بالاخره میگه: ­­­­­­­­­­­­­ش..ش..ش..شو..شو..شوخی كردم!


غضنفر وایستاده بوده تو صف اتوبوس، میبینه نفر كناریش یك كتاب كلفت دستشه، روش نوشته فلسفه و منطق. ازش میپرسه: ببخشید قربان، این یعنی چی؟ فلسفه و منطق دیگه چیه؟! یارو میگه: ببین، مثلا شما تو خونتون آكواریوم دارین؟ غضنفر میگه: آره. یارو میگه: خوب تو آب این ماهی رو عوض میكنی؟ بهش غذا میدی؟ غضنفر میگه: خوب آره. میگه: چرا؟ میگه: آخه اگه بهش غذا ندم كه میمیره. یارو میگه: آفرین! پس فلسفه تو از غذا دادن به ماهی اینه كه زنده بمونه. غضنفر میگه: عجب! ‌خوب حالا منطق چیه؟‌ یارو میگه: ببین شما اگه خواهرت یك شب دیر بیاد خونه،‌ چی فكر میكنی؟ غضنفر میگه: خوب فكر میكنم كار داشته، دیر اومده. میگه: خوب حالا اگه شب دوم باز دیر بیاد چی؟ میگه: خوب فكر میكنم رفته خونه اون یكی خواهرم. میگه: حالا اگه شب بعد هم دیر بیاد چی؟ میگه: ‌خوب بهش شك میكنم. یارو میگه: هان! یعنی از لحاظ منطقی شك میكنی كه چون خواهرت هر شب دیر میاد، لابد كار بد میكنه. غضنفر میگه:‌ آهـان، پس فلسفه و منطق اینه! بعد از یك مدت غضنفر میره یه كتاب فلسفه و منطق میخره، رفیقش میبیندش، ازش می پرسه: غضنفر! این فلسفه و منطق یعنی چی؟ میگه: ببین شما تو خونتون آكواریوم دارین ؟ رفیقش میگه: آره. غضنفر میگه: هان! پس خواهرت فاحشه‌ست!!!


شهرستانیه و تهرونیه دعواشون میشه، میبرنشون كلانتری. افسرنگهبان از تهرونیه میپرسه: اسمت چیه؟ یارو با بیخیالی میگه: فِری... افسره حسابی چپ و راستش میكنه، میگه: بی پدر فكر كردی اینجا خونه خالست خودمونی شدی؟ گفتم اسمت چیه؟ تهرونیه كه حساب دستش اومده بوده میگه: فریدون قربان! افسره برمی‌گرده به شهرستانیه میگه اسم توچیه؟! یارو اسمش قلی بوده، یكم فكر میكنه بعد با ترس جواب میده: قُلیدون!

 

غضنفر به حکم اعدام محکوم میشه...میبرنش اعدامش کنن میگن حرفی هم قبل از مردنت داری؟ میگه: من ریدم تو دهن پدر هرکی که بخواد این چارپایه رو از زیر پای من بکشه!!

 

غضنفر مجرم شناخته شد تو دادگاه بهش گفتن اعدامت می کنیم تا درس عبرتی بشه برای دیگران غضنفر هم گفت:می گم نمی شه دیگرانو اعدام کنین درس عبرتی بشه برای من ؟



می پسندم نمی پسندم

تعداد بازديد : 17670

تاریخ انتشار: یک شنبه 22 تير 1393 ساعت: 19:3

برچسب ها : ,,,,,,,,,,,,,
نظر

مطالب مرتبط

بخش نظرات این مطلب


برای دیدن نظرات بیشتر روی شماره صفحات در زیر کلیک کنید

نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه:




دوستان و همکاران

با مرجع گرافیک دوست شوید !

محل لگوهای شما محل لگوهای شما محل لگوهای شما محل لگوهای شما محل لگوهای شما محل لگوهای شما محل لگوهای شما تهران گراف قالب گراف
تمامی حقوق سایت و قالب برای((یـــــک عــــــشـــــق)) محفوظ می‌باشد و هرگونه کپی برداری با ذکر منبع مجاز میباشد | کپی رایت 20144
طراحی و سئو: صفا سیتی ترجمه: صفا سیتی
n

کدستان

n